ذبيح الله صفا
37
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
و از ميان برد . تيمور خان پسر امير ترغاى رئيس يكى از قبايل مغول در ماوراء النّهر يعنى در اولوس جغتاى بود و بعد از آنكه عمّ او حاجى برلاس از ماوراء النّهر بخراسان گريخت وى برياست طايفهء خود رسيد و بعد در مدّت زمان كوتاهى توانست منشاء قدرت و صاحب دستگاهى گردد و بحكومت شهر « كش » در ماوراء النّهر برسد . وى بر اثر شركت در حوادث مختلف بسال 771 هجرى بر شهر قرش مسلّط شد و ازين پس بتدريج رقباى خود را در اولوس جغتاى از ميان برد و از سال 782 شروع بلشكركشيهاى خود بايران كرد و در هفت سال خراسان و گرگان و مازندران و سيستان و افغانستان و فارس و آذربايجان و كردستان را مسخّر ساخت و در سال 790 براى دفع شرّ توقتمش خان فرمانرواى دشت قفچاق بماوراء النّهر برگشت و در سال 793 او را از قلمرو خود بيرون راند و باز چهار سال بعد هم مجبور شد با او كه مجدّدا به قصد تسخير قلمروش بماوراء النّهر آمده بود بجنگ پردازد و اين بار نيز او را مغلوب ساخت و درين ميان بغداد را بسال 795 از ايلكانيان گرفت و شمال عراق عرب را نيز در تصرّف آورد و در سال 800 به قصد تسخير هند بدان سرزمين تاخته دولتهاى ضعيف محلّى را درهم كوبيد و تا سال 801 كشمير و دهلى را بر متصرّفات خود افزود . در سال 804 امير تيمور حملهء خود را بجانب آسياى صغير انجام داد و تركان عثمانى را در آنقوره ( آنكارا ) منهزم ساخت و سلطان بايزيد عثمانى را اسير كرد و سلسلههاى امراى كوچك را دوباره در آن ديار بر سر كار آورد و سپس بتسخير شام همّت گماشت و باز براى تمشيت امور بمقر خود سمرقند بازگشت و در سال 807 بانديشهء فتح چين مهيّاى عزيمت بدان صوب شد كه اجل گريبان املش را گرفت . تيمور در عين آنكه قائدى نيرومند و فاتح بود ، مردى قتّال و بيرحم نيز بوده و از كشتارهاى بزرگ وحشيانه ابا و امتناعى نداشته است . مثلهكردن ، سربريدن ، كلّهمنار ساختن و غارت نمودن بلاد براى او امرى آسان بود . داستان منارهايى كه از جمجمهء